محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
10
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و إنّ القتل ليدور على الآباء و الأبناء و الإخوان و القرابات فما نزداد على كلّ مصيبة و شدّة إلّا إيمانا و مضيّا على الحقّ و تسليما للأمر و صبرا على مضض الجراح و لكنّا إنّما أصبحنا نقاتل إخواننا في الإسلام على ما دخل فيه من الزّيغ و الاعوجاج و الشّبهة و التّأويل فإذا طمعنا في خصلة يلمّ اللّه بها شعثنا و نتدانى بها إلى البقيّة فيما بيننا رغبنا فيها و أمسكنا عمّا سواها . ( 2 ) » ترجمه آيا همه شما در جنگ صفّين بوديد ؟ گفتند : بعضى بوديم و برخى حضور نداشتيم . فرمود : به دو گروه تقسيم شويد تا متناسب با هركدام سخن گويم . دو دسته شدند . امام عليه السّلام ندا درداد كه ساكت باشيد ، به حرفهايم گوش فرا دهيد و با جان و دل به سوى من توجه كنيد و هركس را براى گواهى سوگند دادم ، با علم گواهى دهد . آنگاه سخنان طولانى مطرح فرمود كه برخى از آن خطبه اين است : آنگاه كه شاميان در گرماگرم جنگ و در لحظههاى پيروزى ما ، با حيله و نيرنگ و مكر و فريبكارى قرآنها را بر سر نيزه بلند كردند ، آيا شما نگفتيد كه شاميان ، برادران ما و همآيين ما هستند ؛ از ما مىخواهند از خطاى آنان بگذريم و راضى به حاكميّت كتاب خدا شدهاند ؛ نظر ما اين است كه حرفشان را قبول كنيم و از آنان دست برداريم ؟ امّا من به شما گفتم كه اين توطئه ، ظاهرش ايمان و باطن آن دشمنى و كينهتوزى است ؛ آغاز آن رحمت و پايان آن پشيمانى است ؛ پس در همينحال به مبارزه ادامه دهيد و از راهى كه در